کد مطلب : 7234
22 شهریور 1399 - 11:48
تعداد بازدید : 24 بار
اخبار » گزارش

در زبان اردو ضرب المثلی است: «خان خانان جس کے کھانے میں بتانہ ». معروف است که می گویند عبدالرحیم خان خانان وقتی برای فقیری غذا می فرستاد، داخل آن چند اشرفی هم پنهان می کرد. این ضرب المثل اردو هنگام اظهارِ پنهانی نیکی کردن به کار می  رود. سخاوت خان خانان از کتاب خانه باشکوهش آشکارست. کتاب خانه عبدالرحیم خان خانان فقط جایی برایِ گردآوری و نگهداری کتاب   نبود، بلکه مرکزی برای تحقیق و کارخانه ای بود برایِ خوشنویسی و نقاشی کتاب ها.

 

درباره سال تاسیس کتاب خانه از نوشته نهاوندی (1024 هجری/ 1615) می  توان حدس زد که جلدسازی به نام محمد حسین هروی از 35 سال پیش در آنجا کار می  کرده است. (مآثر رحیمی، جلد سوم، ص 1680) یعنی تقریباً کتاب خانه در 988 هجری/ 1580 یا کمی پیش از آن تاسیس شده بود.

درباره محلِ کتاب خانه، نهاوندی در ذکرِ مولانا بقایی نوشته است که او [مولانا بقایی] هفت سال در «سرنج مالوا» در این کتاب خانه کار می  کرده است. (مآثر رحیمی، جلد 3، ص 888) «سرنج» از جاگیرهایِ خان خانان بوده است. در کتاب خانه بادلیان نقاشی است که امیرحمزه را در حالِ کُشتن یک اژدها نشان می  دهد. در گوشه آن نوشته شده است که نادرالزمان (بهبو) این نقاشی را در بُرهان پور کشیده بود. بهبود نقاشی بود که در کارخانه کتاب خان خانان کار می  کرد. (جان سیلر، ورکشاپ، ص 57)

 

کتاب  خانه یک سرپرست هم داشت. مولانا ابراهیم نقاش نه فقط در این کتاب خانه نقاشی می کرد، بلکه خوشنویس، صحاف، ملمع ساز و سرپرست هم بود. وی به شعر وشاعری هم علاقه داشت. وقتی کتاب خانه را ترک گفت، همیشه پشیمان بود. (مآثر رحیمی، جلد 3، ص 1688)

زیردستِ سرپرست، یک داروغه بود. افرادی که این سمت را داشتند: آغا محمد شیرازی؛ شیخ براهمی؛ شیخ عبدالسلام؛ شجاع شیرازی؛ میر باقی ماورالنهری.

میر باقی سمرقندی  کتابِ «خمسه امیرخسرو» را که پاره و ورق ورق شده بود، جمع کرد. عبدالرحیم خان خانان می نویسد: «در 999 هجری/ 1590-1591میر باقی سمرقندی ورق هایی از این کتاب را آورد. من درباره بقیه ورق هایِ کتاب از او پرسیدم و از او خواستم که دنبال آنها بگردد. معلوم شد که ورق هایی از این کتاب، نزدِ مرزا عبدالملک است. وی با فراخدلی به من عطا کرد. بعد معلوم شد که در نقاط مختلف گجرات ورق هایی از خمسه است. به میرباقی دو سه هزار رویپه داده شد که این ورق ها را بخرد. به لطف خداوند منهای چند ورق، تمام پنج بخش کتاب بدست آمد. یک نفر چهارده پانزده ورق از کتاب را داشت. با این فر که این ورق ها را با کتاب هایِ دیگر بیاورد ... از آگرا حرکت کرد. زمانی بود که خاکسار [خان خانان] همراه مهابت خان به اتهاماتِ طراران گرفتار شده بود. من به دربار رفتم و از پادشاه درخواست کردم. چون نیت من درست و صاف بود و می  خواستم به ایشان ثابت کنم، به دربارِ سلیمانی مکانی رفتم [*] و از آزارِ اتهام کنندگان در نجات یافتم. اگر شمشیر از جایش حرکت می کرد و خواست خدا شامل نمی شد، حتی یک ذره هم در امان نمی ماندم. تجربه این جمله را دارم. به این ترتیب، آن فردی که اوراق را داشت، به اینجا رسید. با خودش ده دوازده ورق آورده بود و آخر سر،  نسخه خطی  کتابی که با خوشنویسیِ مولانا  سلطان علی و نقاشی بهزاد بود، کامل شد. نقاشی هایی که پیدا نشد، دستور دادم دوباره نقاشی شوند. ورق هایی که پیدا نشدند، توسط محمد مومن ساختم. روی جلد را با ملمع کایِ طلایی و حاشیه ها  تزیین و آراسته شدند. ده دوازده سال برای تمام این کارها طول کشید و به این ترتیب خمسه امیرخسرو در 1026 هجری/ 1617 کامل شد».  (جون سیلر، ورکشاپ، ص 273).

 

داروغه، زیر نظرِ خوشنویس، نقاش یا مصور، جلد ساز و ملمع ساز بود. برخی از کارکنان، چند کار را انجام می  دادند. شجاع خوشنویسی بود که در خطِ نسخ و ثلث مهارت داشت که همراه خان خانان در 999 هجری/ 1590-1591 به منطقه تَتّا آمده بود. شجاع، از افراد بسیار نزدیک خان خانان بود و به او رشک می  ورزید. ملا محمد مومن، در خطِ نستعلیق ماهر بود. او اوراق گمشده خسمه امیرخسرو را خوشنویسی کرد. مرزا عبدالملک در خط شکسته مهارت داشت. وی از خراسان به دربار شاهی آمد و تا زمان درگذشتش 1018 هجری/ 1609 نزدِ خان خانان بود. (مآثر رحیمی، جلد 3،  ص 1675) بهبود مصور بود و نقاشی می کرد. ابتدا نزدِ مرزا باقی کار می کرد و بعد در کارخانه خان خانان مشغول کار شد. بهبود علاوه بر نقاشی، کتاب ها را زینت می بخشید. نهاوندی از کارش تعریف کرده است و او را «نادرالزمان» معرفی کرده است. (مآثر رحیمی، جلد 3،  ص 1637) مولانا مشفقی تمام عمرش را در این کارخانه گذراند. (مآثر رحیمی، جلد 3، ص 1) او و مادو هم مصور بودند.

نام دیگر خوشنویسان و نقاشانِ کتاب خانه هم آمده است. ملا محمد علی کشمیری کتابِ عربیِ خواجه صاین الدین را در سالِ 1025 هجری/ 1616 به فارسی ترجمه کرد. شعرهایِ خواجه حسین ثنایی را ملا عبدالرحیم برای کتاب خانه خوشنویسی کرده بود. برای کتابت مثنوی محتشم کاشی از سوی امیر معزالدین محمد کاشی خوشنویس یک صد هزار روپیه خرج شد. (مقاله نذیر احمد، عبدالرحیم خان خانان و کتاب خانه اش، مجله معارف، اعظم گر، هندوستان، جلد 14 شماره 5، نوامبر 1924)

 

پس از کتاب خانه شاهی، کتاب خانه خان خانان بزرگترین کتاب خانه بود. بخش بزرگ آن دیوان هایی بود که شاعران با دستِ خود نوشته بودند و به کتاب خانه داده بودند. امروز این کتاب ها، در کتاب خانه هایِ مختلفِ دنیا پراکنده هستند. همین دلیلِ اهمیت و عظمتِ کتاب خانه خان خانان است.

هفت (7) نسخه خطّیِ بسیار نفیسِ خان خانان در کشورهایِ غربی است: «رامائن» (در واشنگتن)؛ «رزم نامه» (در فلادلفیا)؛ «راگ مالا» (در آکسفورد)؛ «شاهنامه» (در کتاب خانه بریتانیا)؛ «خمسه امیرخسرو» (در برلن)؛ «تیمورنامه» (اوراق پراکنده آن) و «پنج گنج: (دوبلین). همچنین: «شرح قصیده بُرده»- «تذکره اولیا»- «بحر موج تفسیر قرآن»- «کلیات قانون» (در سالار جنگ حیدرآباد هندوستان)؛ «الکشاف عن حقائق التنزیل» (کالج اسلامی پیشاور پاکستان)- «مکتوبات صدی» (کتاب خانه بریتانیا).

دو کتاب از کتاب خانه شاهی به کتاب خانه عبدالرحیم برده شده بود: «رویا» و «دیوانِ هندی» بابر است. این دیوان هنوز در کتاب خانه رضا رامپور است. از کتاب خانه عبدالرحیم این کتاب ها به کتاب خانه شاهی برده شده بود: «مصحف قرآن»؛ «شش رساله سعدی» (که اکنون در منطقه اَوَدی پور هندوستان است)؛ «پنج گنج جامی». قیمتِ «پنج گنج» یک هزار اشرفی بود که در آن زمان، گران ترین کتاب بود. این نسخه خطّی اکنون در کتاب خانه بریتانیاست. «صد پند لقمان» و «یوسف و زلیخا» با تهذیب جدید به جهانگیر شاه تقدیم شده بود. مهُر ی زار قیمتِ «یوسف و زلیخا» زده شده بود.

در آن زمان رواج داشت که دوستدارانِ کتاب، یادداشت هایِ مختلفی رویِ کتاب هایشان می نوشتند تا درباره خریدِ آن یا بدست آوردن معلوم شود. رویِ نسخه خطّی «رامائن» از کتاب خانه خا ن خانان، خودِ او نوشته است:

«این کتابی که به نامِ رامائن مشهور است، کتابِ محترم در هندوستان است که در آن به رام  چَندَر پرداخته است. او پادشاه بزرگی بود. اخلاق ظاهری و باطنی اش بی نظیر بود. او فردی مقدس به شمار می رود. مطابق والمیکی، از فرزندِ مَهادیو، رام چَندر آمده است. این قصه [رامائن] جنگ ها و داستان هایِ رام چَندَر است. هب دستورِ عرش آشیانی- اکبر- نقیب خان قزوینی که امیر بزرگی است و زیر نظر الطاف شاهانه پرورش یافته است،آن را [رامائن] از سانسکریت به فارسی ترجمه کرد. سانسکریت در آن زمان، زمانِ ادبی بود. یک برهمن دیوا مصرا، معنی این شلوک ها را می دانست و به نقیب خان ترجمه می کرد و او هم می نوشت. پادشاهِ جمشید صفتی چون اکبر، می خواست که در این کتاب نقاشی هم باشد. وقتی کتاب تمام شد، این غلامی که در سایه پادشاه پرورش یافته است، خواهش کرد که آن را مطالعه کند. به خواهشِ پادشاه، نقلی از این کتاب آماده شد. نقاش ها در آن نقاشی کشیدند تا کتاب بهتر قابل استفاده باشد. این کتاب در 1007 هجری/ 1598-1599 تمام شد. آغاز کتاب و نقاشی ها در 996 هجری/ 1578-1588 بود. کُل آن 135 است. تعداد ورق ها 348 است. این کار به سرپرستی ملا شکیبی و به لطفِ خدا انجام یافت». (جون سیلر، ورکشاپ، ص 73)

 

در کتاب خانه انجمن آسیایی بنگال، نسخه خطّیِ قرآنی بود که متعلق به کتاب خانه شاه جهان و عالمگیر بوده است. این نسخه خطّی به دهلی و کلکتّه رسید. ویژگیِ آن نوشته کجداری است که خان خانان با دستِ خود در صفحه آخر قرآن نوشته است. روشِ فال گرفتن از قرآن. تاریخ آن شب پنج شنبه یازدهم ذی قعده 1032 هجری است. «باسم سبحانه جلالی: روش فال گرفتن. نخست فاتحه الکتاب (الحمد) را یک بار بخوان. بعد سه بار قل هو الله ». این مربوط به زمانی است که خان خانان در زندان بود.

از کتاب  های دیگری که آگاه هستیم: «مجالس العشاق» (تالیفِ: سلطان حسین مرزا)؛ «کلیات سعدی» (نسخه  ای بسیار نفیس در کتاب خانه رضا رامپور)؛ «عربی لغت قاموس» (که مولانا محمد حسین آزاد آن را دیده بود). «تاریخ گجرات به نام محمود شاهی» در مکتبه ملک عبدالعزیز در مدینه منوّره است که دارای مُهر و خط خان خانان است.

خان خانان علاوه بر کتاب، به نقاشی هم بسیار علاقه مند بود. نسخه های مصورِ «شاهنامه فردوسی» یا «خمسه امیرخسرو» تصویرهایی از آنها کنده شده بود یا از بین رفته بود، دستور داد که آنها را دوباره نقاشی کنند. نسخه خطی از «تیمورنامه» بود که در آن جاهایی خالی گذاشته بود، دستور داد که با نقاشی آنها را پُر کنند. «پنج گنج» را طوری طراحی کرد که در گوشه هایش خالی ماند، دستور داد که آنها را با تصاویر پرنده و گل و بوته تزیین کنند.

در کل 21 نقاشی در کارخانه خان خانان کار می کردند که هم ایرانی و هم هندوستانی بودند. 5 نقاش نامشان در «مآثر رحیمی» آمده است: ندیم، بهبود، مشفق، مادو، ابراهیم. البته ندیم و مشفق مورد توجه خاصِ خان خانان بودند.

خان خانان پس از مرگِ ادیبان و شاعران قدردان آنها بود. نهاوندی در دیباچة کلیاتِ عرفی نوشته است که عرفی نسخه خطّی منحر به فرادی از اشعارش را به کتاب خانه خان خانان فرستاد که دارای 6000 بیت بود. تا مدتها همین طور مانده بود. در سال 1024 ق/ 1615 خان خانان به محمد قاسم اصفهانی مشهور به سراجا داد تا آن را تدوین کند.

 

خلاصه و ترجمه از کتاب به زبان اردو با عنوانِ: «مآثر رحیمی (خان خانان بیرم اورعبدالرحیم کی سوانح»، تالیف: عبدالباقی نهاوندی- ترجمه: سید منصور علی سهروردی- تجدید نظر: شریف حسین قاسمی- حواشی و ضمیمه: حسن بیگ- ناشر: الفیصل ناشران وتاجران کتب، لاهور، پاکستان، 2018. [**]

 

پی نوشت از متنِ کتاب:

* «سلیمانی مکانی» لقب چه پادشاهی بود؟ جون سیلر در حاشیه اکبر [شاه] نوشته است. به تقلید او رگون در هر ص 147 این را نوشته است. سلیمان مکانی، لقبِ پادشاهان مغول پس از درگذشت شان نبوده است. این نوشته در سال 1026 هجری/ 1605 است. کار پیدا کردنِ اوراقِ خمسه در 1015 هجری/ 1606 شروع شد. عبدالرحیم پس از آن اتهامات نزدِ اکبرشاه در 1005 هجری/ 1597 رفته بود و در آن ذکری از مهابت خان نیست. بار دوم جهانگیر خان خانان را به همراه مهابت خان فراخواند در سالِ 1019 هجری/ 1601. مهابت خان اول از همه نزدِ شاهزاده سلیم کار خود را شروع کرد، در اله آباد در شورش سال 1008 هجری/ 1600. مهابت خان همان جا ماند و به پاس خدماتش منصب دار و بخشی شد. (ذخیره الخوانین، دیسایی، ص 36). اکبر شاه در سالِ 1014 هجری/ 1605 درگذشت. بنابراین زیاده قرین به قیاس است «سلیمان مکانی» برایِ جهانگیر شاه به کار رفته است که در آن موقع زنده بود.

** سید منصور علی سهروردی (1924- 1995) در گوالیار هندوستان به دنیا آمد. پدرش سید کرم علی سهروردی بود. منصور علی در دانشگاه کراچی (فوق لیسانس فارسی، سال 1960)؛ (فوق لیسانس انگلیسی، سال 1965)؛ (فوق لیسانس عربی، سال 1980) و گروه فارسی همین دانشگاه دکتری فارسی دریافت نمود با رسالة دکتریِ «شیخ عبدالحق محدث دهلوی به عنوان تذکره نویس». 15 سال به تدریس انگلیسی مشغول بود. فهرست نویس کتاب هایِ فارسی و عربیِ شعبة پاکستانیِ کتاب خانة کنگره آمریکا بود. مدیریت یک فصلنامة انگلیسی را هم برعهده داشت. در ادارة همدرد شهر کراچی مترجم بود. 8 کتاب به نظم و نثر و ترجمه هایی به زبان هایِ فارسی، اردو، عربی و انگلیسی از وی به یادگار مانده است. (برگرفته از ضمیمة 13،  ص 260، کتابِ «مآثر رحیمی (خان خانان بیرم اورعبدالرحیم کی سوانح»، تالیف: عبدالباقی نهاوندی- ترجمه: سید منصور علی سهروردی- تجدید نظر: شریف حسین قاسمی- حواشی و ضمیمه: حسن بیگ- ناشر: الفیصل ناشران وتاجران کتب، لاهور، پاکستان، 2018.)

 

ترجمه و تنظيم: ليلا عبدي خجسته

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

94 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
4
3928
7695
37507
16523438