کد مطلب : 7071
30 ارديبهشت 1399 - 10:17
تعداد بازدید : 76 بار
اخبار » مقالات

امین حق پرست

استاد دکتر متینی در مقاله ای با عنوان گزدم، کژدم؟ که در شمارۀ بهار و تابستان سال هزار و سیصد و چهل و هفت در مجلۀ دانشکدۀ ادبیات مشهد چاپ شده است به بررسی دو واژۀ "کژدم" و "گزدم" پرداخته اند و با دلایل و شواهد متن شناسی و نسخه شناسی و همچنین با در نظر گرفتن تلفّظ کلمه در گویش ها و لهجه های زندۀ ایران نتیجه گرفته اند که نگارش صحیح این واژه "گزدم" و یا "گژدم" می تواند باشد و ضبط "کژدم" را باید یک صورت ادبی در نظر گرفت که پس از بدخوانی نسخه های خطی به کتاب های چاپ شده راه  یافته و رواج پیدا کرده است.

با توجه به اطلاعاتی که ایشان در مقاله از گویش های مورد بررسی خود و همچنین صورت اصیل کلمه در زبان های پهلوی ارایه می دهند و همچنین با مراجعه به فرهنگ ریشه شناسی زبان فارسی دریافته می شود که ضبط "کژدم" را هیچ گویش یا لهجه ای پشتیبانی نمی کند در حالی که صورت "گزدم" یا "گژدم"  با گویش های امروز و سابقۀ تاریخی زبان فارسی مورد تأیید قرار می گیرد. در فرهنگ ریشه شناسی زبان فارسی ذیل مدخل "کژدم" این احتمال مطرح شده است که "کژدم" مبدّل "گزدم" باشد. همچنین در همین کتاب ذیل مدخل های "کژدم" و "گزدم" صورت های فارسی میانه و سیستانی و سنگلیچی و وخی و پراچی این کلمه داده شده که در آن ها حرف اول کلمه گاف است و نه کاف. تنها در یکی از شواهد این کتاب، از کتاب انس التائبین صورت "کج دم" نیز آورده شده است که با توجّه به اینکه کاف و گاف در نسخه ها گاهی بدون علامت نوشته می شده اند آن را "گج دم" هم می توان در نظر گرفت.

استاد متینی در ذکر دلایل این تصحیف و گردیدگی کلمه از صورت اصلی این طور نتیجه گرفته اند: "کلمۀ "کژدم" علاوه بر آنکه در لهجۀ مؤلّف یا کاتب تفسیر مورد بحث به صورت "گزدم" تلفظ می شده است لااقل در لهجۀ برخی از شاعران و نویسندگان و عالمان فارسی زبان نیز قرن ها به صورت "گزدم" یا "گژدم" تلفظ می شده است و فارسی زبانان در آن روزگاران در استعمال این کلمه برای نامیدن عقرب به دم گزندۀ این جانور توجه داشته اند نه به کژی دم او، ولی به علّت آنکه در رسم الخط فارسی اکثر "ک" و "گ" به شکل "ک" و "ز" و "ژ" به شکل "ژ" کتابت می شده است همین کلمه ای را که "کزدم" یا "گژدم" تلفظ می کرده اند به شکل "کزدم" می نوشته اند" همچنین "استعمال این کلمه به صورت "کژدم" در چند قرن اخیر در زبان اهل قلم و ادب به عللی چند رواج یافته است که از آن جمله است توجه به شکل این جانور و کژ بودن دم او و مشابهت ضبط "ز" و "ژ" در نسخه های خطی قدیمی فارسی به شکل "ز" در کلماتی مانند هزده = هژده، زیان = ژیان و ..." (متینی، 9و10).

به مطالب استاد متینی باید یک نکتۀ دیگر افزود که به نظر می رسد نقش مهمی در بوجود آمدن این تصحیف و بدخوانی داشته است. می دانیم در برخی نسخه های خطی کهن زبان فارسی "گاف" با سه نقطه بر روی آن یعنی به صورت "ﯓ" تحریر می شده است. به احتمال فراوان وجود سه نقطه بر روی "ک" در مواقعی که به "ر" متصل می شده است در دوره های بعدی که نگارش "ڭ" فراموش شده بوده موجب بدخوانی و تصحیف می شده است. بنابراین می توان احتمال داد کلمۀ مورد بحث ما در نسخه های کهن به صورت های "ﯕژدم" و "ﯕزدم" و "کزدم" نوشته می شده است. بعید نیست کاتبان دوره های بعد با منسوخ شدن "ﯓ" این کلمه را به صورت "کژدم" و "کزدم" تحریر کرده باشند و البته با عهد ذهنی که کلمه "گزدم" است؛ سپس با ورود کلمۀ عقرب از زبان عربی و فراموش شدن "گزدم" خوانندگان بعدی در قرائت این کلمه در نسخه ها دچار اشتباه شده اند و آن را کژدم خوانده اند. "کزدم" را نیز به قیاس اینکه "ژ" در نسخه ها همانند "ز" نوشته می شود "کژدم" خوانده اند. در ادامه به چند نمونه اشاره می شود:

در کتاب مقدّمة الادب که از روی چاپ لیپزیک آلمان افست شده است، کاتب ذیل مدخل "آجن" نوشته است: "آب کژدیده طعم" (زمخشری، 1376، 12). پیداست با دیدن این عبارت پی به تصحیف می بریم و صورت درست را "آب گردیده طعم" حدس می زنیم. این تصحیف به خاطر وجود سه نقطه در نسخه های پیش از این دستنویس بر روی "کاف" بوده است که احتمالاً کاتب از این رسم مطّلع نبوده است. قابل توضیح است که "گاف" در اکثر موارد در این دستنویس بدون علامت ضبط شده و کلمۀ "گزدم" نیز ذیل مدخل های عقرب، عقربان، جرّاره، زبانی، شوله، شوکه، شباة، ابرة و ابر به صورت "کژدم" ضبط شده که نشان دهندۀ ناآشنایی کاتب با "ﯓ" است.

این بدخوانی همچنین به لغت نامۀ دهخدا نیز راه یافته است. ذیل مدخل "احقاف" آورده شده است: "ریگ های تودۀ کژ". "کژ" در اینجا ظاهراً مصحّف "گر" به معنی "کوه" است و عبارت به صورت "ریگ های تودۀ گر" معنی دار خواهد بود. در چاپ حروفی مقدّمة الادب نیز ذیل مدخل "حقف" آورده شده است: "ریگ کژ" (زمخشری، 1342، 42) که می تواند نشان دهندۀ نقش سه نقطۀ روی گاف در تصحیف خوانی های بعدی باشد.

مورد دیگری که در اینجا بدان اشاره می شود و می تواند به خوبی نشان دهد فراموش شدن "ﯓ" دردوره های بعدی کاتبان را به دردسر انداخته است لغت "گزدم" است در دستنویسی از فرهنگ لغت عربی به فارسی مشآة المصابیح متعلّق به کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا. در این دستنویس لغت "گزدم" به چهارصورت تحریر شده است. چندبار آشکارا به صورت "ﯕردم"، چندبار به صورت "کژدم"، یک بار به صورت "کردم" و در چند مورد نیز سه نقطه میان "ک" و "ر" تحریر شده است که این موارد نشان می دهد کاتب امانت دار این نسخه به جهت ناآشنایی با "ﯓ" تنها آن را نقاشی کرده و سعی کرده است صورت درست کلمه را آن طور که می دیده است منتقل کند. ضبط "ﯕردم" در این نسخه نمایان گر این است که حرف اول کلمه می بایست گاف باشد و نه کاف.

بررسی بیشتر این مسأله محتاج مطالعۀ موردی بر روی نسخه های خطی متعدد با در نظر گرفتن تاریخ کتابت و عوامل دیگر است. نگارنده هیچ گونه تخصّصی در ریشه شناسی واژگان ندارد اما در اینجا در کنار این حدس که جزء اول کلمۀ "گزدم" از فعل "گزیدن" گرفته شده باشد و به دم گزنده اشاره داشته باشد، این حدس را مطرح می کند که شاید این کلمه تغییریافتۀ "گشته دم" به معنی  "دم برگشته" بوده باشد. البتّه "گشتن" نیز می تواند صورتی باشد از "گزیدن". در فرهنگ ریشه شناسی زبان فارسی ذیل مدخل "گشتن" شمارۀ دوم به معنی "گزیدن" نیز اشاره شده است.

 غرض از نگارش این چند سطر این است که خوانندگان و مصحّحان در مواجهه با ترکیباتی مثل "کژ" این احتیاط را باید به خرج دهند که شاید سه نقطه در اصل مربوط به "ک" بوده است. به نظر می رسد همین احتیاط را نیز باید در مورد کلمۀ "اسپ" و نظایر آن به جا دانست. یکی از رسوم کتابت قدیم گذاشتن سه نقطه در زیر حرف "س" برای تمایز از "ش" بوده است. خواننده یا مصحح در مواجهه با این کلمه و نظایر آن باید این دقت را مبذول دارد که آیا سه نقطه متعلق به "س" بوده است یا "پ" تا به صورت صحیح کلمه دست یابد.

منابع

حسن دوست، محمد (1393). فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.

دهخدا، علی اکبر (1377). لغت نامه. چاپ دوم از دورۀ جدید. تهران: دانشگاه تهران.

 

زمخشری، محمود بن عمر (1342). پیشرو ادب، به تصحیح سید محمد کاظم امام، دانشگاه تهران.

زمخشری، محمود بن عمر (1386). مقدمة الادب، با مقدّمۀ دکتر مهدی محقق، مؤسّسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه تهران-دانشگاه مک گیل.

لاذقی، مصطفی بن قباد. مشآة المصابیح، دستنویس محفوظ در کتابخانۀ دانشگاه اوپسالا.

متینی، جلال (1347) گزدم، کژدم؟، مجلّۀ دانشکدۀ ادبیات مشهد، شمارۀ 1 و 2، سال چهارم.

 

تصاویر واژه "گزدم" در  دستنویس مشآة المصابیح:

            

 

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

41 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
712
2314
712
16909
16397838