کد مطلب : 7113
24 خرداد 1399 - 08:06
تعداد بازدید : 62 بار
اخبار » مقالات

مجله «معارف» هر ماه از «دارالمصنفین شبلی آکادمی»، شهر اَعظم گَر در هندوستان منتشر می شود. در دو شماره ژوئن و ژوییه 2020 مقاله ای از دکتر عارف نوشاهی درباره نسخه هایِ خطّیِ «مطلع النجوم و مجمع العلوم» منتشر شده است:

 

یادش بخیر مولانا امتیاز علی خان عرشی (1904-1981) زمانی که مدیریت کتاب خانه رضا رامپور در هندوستان را برعهده داشت، درباره یکی از عالمان، فقیهان، صوفیان، ادیبان و شاعرانِ ماورالنهر – نجم الدین ابوحفص عمر بن محمد بن احمد نسفی سمرقندی (461-537ق/ 1069-1142م) مقاله ای مبسوطی در سه شماره ماهنامه «معارف» (اَعظم گَر، هندوستان) نوشته بود: مارس- آوریل- ژوئن 1946. [1]

در این مقاله پُرمغزِ جناب عرشی به کتاب هایِ نسفی «القند فی معرفة علماء سمرقند» و «مطلع النجوم و مجمع العلوم» (در این مقاله زین پس با عنوان «مطلع» نامبرده خواهد شد) اشاره شده است. درباره «القند» ایشان کوتاه نوشت، امّا درباره «مطلع» مقاله ای مفصّل تحریر کرد. شاید به این دلیل که در آن زمان «القند» چاپ نشده بود و جناب عرشی نسخه خطّی را نیافته بود، امّا نسخه خطّی «مطلع» در همان کتاب خانه رامپور (هندوستان) بود. اکنون که جناب عرشی در بین ما نیست، این هر دو کتاب چاپ شده اند. اگر زنده بود، یقیناً با دیدن آنها خوشحال می شد و مقاله هایِ خود را تجدید نظر می نمود.

«القند فی ذکر علماء سمرقند» را یوسف الهادی تصحیح کرد که از نشر میراث مکتوب در تهران سال 1999 چاپ شد. تذکره ای بسیار مفید از علمایِ سمرقند.

«مطلع» در گمنامی مانده است و دلیلش هم نسخه هایِ دیریاب و کم یاب آن است. تاکنون دو نسخه خطّی از آن یافت شده اند: در کتاب خانه رضا رامپور، هندوستان (به شماره 5380)، در موسسه شرق شناسیِ ابوریحان البیرونی، تاشکند، ازبکستان (شماره 1462). درباره نسخه خطّی رامپور جناب عرشی آگاه کرده بود. درباره نسخه تاشکند، پژوهشگر روسی – بُلگاک آف (1927-1993) نخستین بار در سال 1976 خبر داد.  (به پاورقیِ اصلِ مقاله نگاه کنید) ما با افتخار می گوییم که فضل تقدّم با جناب عرشی است.

این مقاله جناب عرشی بعدها در مجموعه مقالات «مقالاتِ عرشی» (مجلس ترقی ادب، لاهور، 1970) چاپ شد  [2] و من برای نخستین بار با «مطلع» آشنا شدم. نگارنده مقاله وقتی کتابی فارسی («ارشاد»، در معرفت، وعظ و اخلاق) از یکی از هم وطنانِ نجم نسفی به نامِ – عبدالله محمد بن ابی بکر قلانسی نسفی (درگذشت: 500 یا 550 ق/ 1107- 1155م) را تصحیح می کردم، ناچار شدم به «مطلع» مراجعه کنم. چون در هر دو این کتابها، شعر شاعران قدیم فارسی است. می خواستم ببینم آیا بین «ارشاد» و «مطلع» تشابهی است؟ امّا برای بدست آوردن این نسخه خطّی «مطلع» از هندوستان درکنار دشواری هایِ دیگر، مسئله این بود که جناب عرشی شماره نسخه خطّی را ننوشته بود. چطور می شد پیدا کرد. به ناچار در حاشیه به «مطلع» از«مقالاتِ عرشی» ارجاع دادم، امّا پس از چاپ «ارشاد» همچنان آرزوی دیدن نسخه خطّی «مطلع» را در دلم بود. (ارشاد، چاپ از: مرکزِ پژوهشی میراث مکتوب، تهران، 2006، صفحه 65)

 

تا اینکه نگارنده   در آوریل 2018 برای شرکت در همایشی به تاشکند رفتم و به مرکز مخطوطات شرقی ابوریحان البیرونی هم سر زدم. برای آنها کتاب هایی زیادی برای اهدا برده بودم. معاون مرکز هنگام خداحافظی کتابی را به من هدیه کرد. نگاه که کردم نسخه  چاپ شده «مطلع» بود. حیران مانده بودم. چاپِ عکسیِ نسخه خطّی تاشکند بود که همین مرکز آن را به کوشش سید اکبر محمد امین اُف (نام کامل: سید اکبر عبدالرشید وچ محمد امین اُف) در سال 2015 چاپ کرده بود. جالب این بود که همین امین اُف با ماشینش من را به سیر و سیاحت تاشکند برده بود، امّا نمی دانستم که این کار نفیس از ایشان است:

«مطلع النجوم و مجمع العلوم»، تالیف: نجم الدین امام ابوحفص عمر ابن محمد نسفی حنفی، تحقیق و اعداد: سید اکبر محمد امین اُف، مرکز المخطوطات الشرقیة باسم ابی الریحان البیرونی لدی معهد الاستشراق الحکومی بطشقند، دار الجامعة طشقند الاسلامیة للنشر و الطباعة، 1436ق/ 2015، ازبکستان.

 شادی من به این دلیل بود که تا آن وقت نمی دانستم که علاوه بر نسخه خطّی رامپور، نسخه  خطّی دیگری از «مطلع» هم است. گویا میوه رسیده ای در دامانم افتاده بود. چون در موسسه ابوریحان البیرونی، به دست آوردن نسخه خطّی به کنار، حتّی محال است که بتوان نسخه خطّی را دید.

 

مشخصاتِ چاپِ عکسیِ نسخه خطّی «مطلع» چاپ شده از تاشکند: قطع رحلی، تعداد صفحات: XLVI+ 848. مشخصاتِ خودِ نسخه  خطّی: 27.cm 30×5. روی نسخه، اعداد قدیم شمار عربی است که طبقِ آنها این نسخه 353 ورق دارد. (دو ورق ابتدایی شمارش نشده اند. اگر آنها را هم حساب کنیم، 355 ورق می شوند)، امّا ناشر برای راحتیِ کار، شماره  صفحات را به انگلیسی چاپ کرده است. عدد در گوشه سمت راست و چپ هر صفحه  نوشته شده است. طبقِ سنتِ ورق شماریِ نسخه هایِ خطّی کنار هر عدد a و b  است. با این حساب، متن شامل 355b  ورق است. در این مقاله، به این اعداد ارجاع داده شده است. از طرفِ مصحح و ناشر: سرورقِ کتابِ عربی، فهرست مضامین ص 1-5 ، نسخه عکسیِ «مطلع»، 7-721 .

فهارس (اسماء الاشخاص، التسمیة الجغرافیة، فهرست اسماء الجماعات و الفرق و الحیل و الاقوام و القبائل)، 723- 848  .

سرورق به زبان هایِ اُزبکی، انگلیسی، روسی- از طرفِ مصحح به این سه زبان مقدمه I-XLVI .

محمد امین اُف، مطالبِ «مطلع»، مقدمه مفصل بر نسخه خطّیِ تاشکند را به زبانِ انگلیسی و ازبکی جداگانه هم چاپ کرده است در مجله «نسخه هایِ خطی شرقی» (روسیه، پترزبورگ) جلد دوم، سالِ 2015:

MATLA‘ AL-NUJUM WA MAJMA‘ AL-‘ULUM BY ABU HAFS ‘UMAR AL-NASAFI AS A SAMPLE OF GUIDANCE MANUAL AT THE TIME OF QARAKHANIDS

پیشنهادی درباره چاپِ تاشکند: بهتر است که مقدمه به زبانِ عربی هم چاپ شود. چون اصلِ متنِ «مطلع» عربی است.

محمد امین اُف غیر مستقیم در مقدمه اش جمله ای از مقاله ای از پژوهشگر ایرانی- ایرج افشار (1925-2011) نقل کرده است: (مقاله در مجله آینده، تهران 1362 ش، جلد 9، شماره 3 و 4)

«اگر چه دانشمند ایرانی، از نسخه خطّیِ مطلع کتابت شده 646 هجری سخن گفته است و برخی از شعرهایِ فارسیِ آن را آورده است، امّا ایشان نتوانسته است بگوید که نسخه در کجا کتابت شده است و الان کجاست».

و به این ترتیب، محمد امین اُف به منحصر به فرد بودن نسخه خطّی «تاشکند» اشاره می کند. در همان تاشکند من به محمد اُمین توضیح دادم که جناب عرشی ایرانی نیست، بلکه هندوستانی است و نسخه خطّی را که ایشان گفته اند در کتاب خانه رضا رامپور است. با شنیدن این حرف، محمد امین بیشتر از من بی تابِ دیدنِ نسخه خطّیِ رامپور شد. چون او می خواهد رسائلِ شامل شده در «مطلع» را تصحیح کند و یقیناً برای مقایسه به نسخه خطّیِ دیگری نیاز دارد.

پس از بازگشت از سفرِ تاشکند، دوباره برایِ بدست آوردنِ نسخه  خطّیِ رامپور سعی کردم. خوشبختانه مدیر وقتِ کتاب خانه رضا رامپور، دوستم دکتر سید حسن عبّاس بود. وی در نوامبر 2018 عکسِ این نسخه خطّی را برایم فرستاد که هر چقدر ازیشان تشکر کنم، کم است. دکتر سید حسن عبّاس الان دوره مدیریت شان تمام شده است. اگر ایشان نبود، یقیناً من نمی توانستم به آن نسخه خطّی دست پیدا کنم.

 

نسخه خطّی رامپور: به قولِ جناب عرشی، این نسخه خطّی به خطِ بدِ نسخ نوشته شده است و مرهونِ منّت چندین کاتب است. اشتباهاتِ کتابت بی اندازه است. به ویژه عبارت هایِ فارسی مسخ شده اند. روشنایی سیاه و عنوان ها شنگرفی هستند. جناب عرشی در جای جای مقاله از پُرغلط و بی اعتبار بودنِ این نسخه خطّی شکایت می کند. لازم به ذکر است که نسخه خطّی ناقص الاول، کرم خورده و آب رسیده است. شاملِ 504 روق است. با مداد رویِ ورق ها، شماره گذاری جدید شده است و تعدادِ صفحاتِ آن 1007 است.

نسخه خطّی رامپور از رویِ نسخه ای که نقل شده است، آن هم توسطّ سه کاتب کتابت شده است. نسخه خطّی منقول عنه رامپور در 645-646 هجری/ 1247-1248م کتابت شده است. بخشِ زیادی از نسخه خطّی در مدرسه تاج المدارس، از سویِ ابوالمحامد حامد بن عاصم بن عثمان بن اسحاق بن ابی طاهر ملقّب به حسام کتابت شده است. «کتاب التواریخ» را ابوسعد مسعود بن محمود ملقّب به کمال کتابت کرده است. «کتاب الصکوک» را عاصم بن محمد بن عثمان (مذکور) کتابت کرده است. کاتبانِ این نسخه خطّی در بخارا، نسخه ای از «مطلع» را پیش نظر داشتند که مجد نسفی- پسرِ مولف (نجم نسفی)- با املاکردنِ پدرش در مسجدِ محله سکة البادین،آخر محرم سالِ 534 ق/ 13 اکتوبر 1139م تمام کرده بود.

در نسخه خطّی تاشکند، کاتبِ «کتابِ الخطب»- الاسمیتنی – این را هم نوشته است که نسخه  منقول عنه او همان است که نجم نسفی در 27 تاریخ (نامِ ماه را نیاورده است) سالِ 533 هجری در مسجد سکة البادین سمرقند املا کرده بود. بنابراین گمان می رود که نسخه منقول عنهِ رامپور  (نسخه بخارا) و مادرِ نسخه کنونیِ تاشکند، یکی بوده است.

 

نسخه تاشکند: نسخه تاشکند هم کامل است و هم خطِ آن از نسخه رامپور به مراتب خواناتر و پخته تر است. این نسخه تاشکند را دو کاتب نوشته اند. اولین کاتب در 162a (ابتدایِ 12 علوم و فنون) محمد بن حامد بن علی ملقب به شرف الحامدی البخاری است. وی در پایانِ کتابِ «تحصیلِ اصول الفقه» تاریخ 23 جمادی الاولی 764 هجری نوشته است (44a) و تاریخ اتمامِ کتابتِ کتابِ «المشارع الشرایع» رجب 765 هجری است که در ترقیمه آن کاتب نام ممدوحش را با القابِ طولانی آورده است: امام ابوالصفا بن شیخ المشایخ عز الحق و الدین الپارسا. بقیه اوراقِ نسخه که از «کتاب المذاکره و الامتحان فی المسایل الحسان» شروع می شود (163b) تا آخر. محمد بن محمد بن حسین بن احمد الاسمیتنی مدعو به نجم الدین الکوفی کتابت کرده است.

کاتبِ دوم در پایانِ چندین رساله، نامِ خود و تاریخِ کتابت را نوشته است: از 21 رجب 765 هجری تا 6 محرم 766 هجری. کاتب دوم در چند جا نوشته است که هنگامِ نقل کردن، نسخه پیش نظرِ او همان «مطلع» بوده است که مولف (نجم نسفی) به شاگردانش املا کرده بود. همان طور که کاتب در پایانِ کتابِ «الخطب» نوشته است، این نسخه، از روی نسخه ای کتابت شده است که استاد نجم در سالِ 533 هجری در سمرقند در مسجد سکة البادین املا کرده بود. (277 a) .

در ترقیمه کتابِ «الجوامع اللوامع» هم گفته است که آن را از رویِ نسخه ای نقل کرده است که شیخ مصنف به اصحابش در 16 شعبان 532 هجری املا کرده بود. (280a). «کتاب الاشعار» از رویِ نسخه املا شده به تاریخ 27 رمضان 532 هجری در سمرقند کتابت شده است. (292a).  نسخه منقول عنه «کتاب الصناعات» را نجم نسفی در 22 ذی الحجه 532 هجری در مسجد کوی نمدگران در سمرقند املا کرده بود. (304a)  . به علاوه در آخر چند رساله، گفته شده است که از رویِ نسخه مولف، مستقیم نقل شده است. به دلیل طولانی بودن مطلب از ذکر آن در اینجا خودداری می شود. هر دو کاتب، خطِ نسخِ خفی قدیمی به کار برده اند.

وظیفه مصحح – محمد امین اف- بود که درباره ویژگی هایِ املاییِ نسخه  تاشکند در مقدمه بنویسد، که چنین نکرده است. درباره واژگان فارسی به نکته ای اشاره می کنم. در فارسیِ قدیم «زفان» برایِ «زبان» هم استفاده می شده است. یکی از فرهنگ هایِ فارسیِ قدیم در شبه قارّه «زفان گویا (زفان گویا و جهان پویان)»، تالیف: بدرالدین بن ابراهیم است. در «مطلع» این واژه چندین بار استفاده شده است. کاتب برخی جاها املایِ «زفان» نوشته است، امّا دست کم یک جا رویِ «ف» واژه «زفان» سه نقطه گذاشته شده است (ورق 227b سطر 29). رویِ «ف» در «فزایم» هم سه نقطه است (ورق 203aسطر22). همین طور جایی واژه «ژی» آمده است: «چو ژی وی آمد و چون قلب نامِ او حالم» (ورق 303a سطر 21).

در نسخه تاشکند جالب اینجاست که در هر ورق، مُهر واقفِ نسخه خطی ثبت شده است که سجعِ آن به بحرِ مثمن سالم (مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین) است:

نمود این نسخه وقفِ بی ریا خاقانِ دین پرور / به روحِ والدِ خود حضرتِ سلطان امیر حیدر

بابتِ خواندنِ این مُهر از دوستِ ایرانی ام – محمد جواد جدّی- ممنون هستم.

درباره سلطان امیر حیدر چیزی نمی دانیم. چون نسخه از ماورالنهر است، حدس زده می شود که سلطان هم اهل ماورالنهر باشد. مُهر خیلی قدیمی نیست. در بینِ حاکمانِ منغیتِ خاناتِ بخارا، فردی به نامِ سید حیدر توره (دوره حکومت: 1215-1242 هجری/ 1800-1826م) است. در دو صفحه ابتداییِ نسخه، یادداشت ها و مُهرهایِ مالکانِ قدیمی است. در سالِ 950 هجری، این نسخه در ملکیتِ احمد بن میرزا خواجگی بود. قاضی محمد ظریف این نسخه را از حضرت ایشان عبدالله خواجه بن حضرت مولانا محمد شریف خریده بود. همه این افراد اهلِ ماورالنهر بودند. می توان گفت که این نسخه ازهمان شروع در ماورالنهر در حالِ گردش بوده است و از آنجا بیرون نرفته است.

فهرستِ مضامین: نگارنده این مقاله نسخه هایِ تاشکند و رامپور را با هم مقایسه کرده و فهرستِ تطبیقی نوشته است. از این فهرست هم تمام مطالبِ این کتاب (مطابقِ نسخه تاشکند) معلوم می شود و هم نواقصِ نسخه  رامپور. بنگرید: ضمیمه فهرستِ مضامین.

 

 

مطلع النجوم و مجمع العلوم؛ گنجینه ای از ادبِ فارسی: همان طور که از نامِ این کتاب برمی آید دانش نامه ای از علوم و فنونِ دوره خود است. 75 مقاله یا مباحث (به اصطلاحِ علما «کتاب»، به اصطلاحِ جدید «کتاب») درباره علوم و فنونِ مختلف آمده است. متنِ برخی ابواب، عیناً از برخی رساله هایِ قدیمیِ عربی نقل شده است. اهمیتِ این کتاب از نظر ادبیاتِ عرب، کاملاً واضح و روشن است، امّا علاقه من به «فارسیات» این کتاب است. مولف مرتب از شعرهایِ فارسی نقل کرده است، برخی از عبارت هایِ عربی را به نثر ترجمه کرده است، برخی جاها نثر فارسی نوشته است. با توجه به زمانِ حیاتِ مولف، مانندِ روز روشن است که در «مطلع» آنچه که به زبانِ فارسی نقل شده است، نخستین و قدیمی ترین نمونه هایِ ادبِ فارسی است.

حقیقت این است که از همین «مطلع» گنیجنه گسترده ای ازنثر و نظمِ فارسی مربوط به قرنِ پنجم و ششم هجری یا پیش از آن بدست آمده است. اگر پژوهشگرِ باذوقی فقط «فارسیاتِ» آن را استخراج کند، کتابِ جداگانه ای خواهد شد. من «مطلع» را به دریایی تشبیه می کنم که در ژرفایِ آن مرواریدهایِ گران قیمتی نهفته است که غواصِ ماهری می تواند از عمقِ آن این مرواریدها را بیرون آورد.

در اینجا نمونه هایی از نظم و نثرِ «مطلع» را آورده ام. نسخه تاشکند در مقایسه با نسخه رامپور، خیلی درست است، امّا خالی از اشتباه نیست. به ویژه مشکل می توان بیت هایِ فارسی را  خواند. چون از نظر وزن و مسائلِ عروض مشکل دارند. برخی جاها از طرفِ خودم در [] قلاب، واژه ای را افزوده ام. نمی دانم وضعِ عبارت و بیت هایِ عربی چگونه است؟ برایِ خواندنِ شعرهایِ فارسی از دوستِ ایرانی ام – امید شاهمرادی- (پژوهشگرِ دانشگاه فردوسی مشهد) تشکر می کنم.

 

نمونه هایِ نثر فارسی: جناب عرشی، از رساله ای منسوب به نسفی «طلبة الطلبة» مترادفِ فارسیِ برخی از واژگانِ نادر عربی را نوشته است. مشتی از خروار. در جاهایِ زیادی از«مطلع» عبارت های عربی به فارسی ترجمه شده اند که می توان فرهنگِ مترادف یا فهرستی از مترادفاتِ عربی و فارسی تهیه کرد. با این که تفسیرِ قرآنِ نسفیِ و کتابچه هایِ فارسی از نسفی در دسترس هستند مانندِ: «عقائد نسفی»، «رساله در تصوف و اهلِ تصوف»، امّا «مطلع» از شانِ دیگری برخوردار است و به نظرِ من یک سندِ موثق است. در «مطلع» واژگانِ فارسیِ قدیم به کار برده شده اند. (برای نمونه ها به اصلِ مقاله نگاه کنید)

قرآن مجید به ترجمه نسفی از ایران چاپ شده است (به تصحیح: عزیزالله جوینی). «عقائد نسفی» کتابی به فارسی درباره عقائد حنقی است که تاکنون چندین بار چاپ شده است. یک بار با عنوانِ: «بیان اعتقادات اهل سنت و جماعت» به کوششِ: محمد خوانساری و آلبرت ناپلئون کمپانیونی، مجله فرهنگ ایران زمین، تهران، شماره 3، سال 1335ش)- نسخه خطّی از «رساله تصوف و اهلِ تصوف» در کتاب خانه مولانا آزاد دانشگاه اسلامی عَلیگَر است (به شماره 223، فارسی مذهب و تصوف).

نسفی در جایی، گفته شیخ امام ابوالحسن علی بن محمد بن الحسن الحاتمی البلخی را نقل کرده است و سپس تفسیرِ آن را به فارسی بیان کرده است: (برای نمونه ها به اصلِ مقاله نگاه کنید)

نسفی رساله عربیِ منثورِ امام ابی القاسم عبدالکریم بن هوازن القشیری «الخطاب فی مشهور الابواب» ( در «اربع رسائل فی التصوف»، قشیری، به اهتمام: قاسم سامرایی، مجمع العلمی العراقی، بغداد، 1969- شامل است) را به فارسی ترجمه کرده است. (برای نمونه ها به اصلِ مقاله نگاه کنید)

نسفی در کتابِ «تذکره اصول التذکیرو تبصره وجوه التقدیر» بیش از همه فارسی نوشته است. در «مجلس فی کلمة لا اله الا الله» کلمه «هو» را ابتدا به عربی وسپس به فارسی بیان کرده است: (228a-227b)

«هو دو گروه گویند. مستان گویند و دوستان. مستان گویند نیم شبان گویند هو. طوفانِ لعنت بر ایشان باران شود، دوستان در سحرگاهان گویند هو، رحمت نثار ایشان شود. نه هر که هو گوید هو را شناسد، نه هر که آتش به نام آرد، زفانش سوزد. نه هر که مشک بر زفان راند بویِ مُشک یابد، نه هر که گوید مالش (؟) بازار شود، نه هر که هو گوید دلش شوران شود، نه هر هو که گوید پرس جویان شود، نه هر که گوید معنی هو داند، نه هر که گوید لذت و حلاوتِ هو یابد، هو دو حرف است و حق را دوم نیست...

و در حکایت آمده است از شبلی رحمة الله که گفت وقتی سیاحت می کردم و به دوستانِ حق می رسیدم، هیچ دوست بدان صفت نیافتم که آن را گفتند چگونه بود و کجا بود؟ گفت جوانی دیدم بر لبِ دریا، دل در تفکّر داد و سر به تحیّر داده. سلام گفتم. گفت: هو. گفتم طعام بایدت؟ گفت: هو. گفتم: شراب بایدت؟ گفت: هو. گفتم: لباس بایدت؟ گفت: هو هو. گفتم جویانِ کی؟ گفت: هو. گفتم در شوقِ کی؟ گفت: هو هو هو هو. چندان بگفت که نفسش گسسته شد و از جان بی جان و به دوست پیوسته شد».

در همین باب در «مجلس فی الحج» واقعه حج بیت الله امام زین العابدین که در کتاب هایِ عربی آمده است، به فارسی شیرین نوشته است: . (برای نمونه ها به اصلِ مقاله نگاه کنید)

در همین باب در تعریف «رمضان» به فارسی نوشته است. (برای نمونه ها به اصلِ مقاله نگاه کنید)

در بابِ «فصول المشاهد لحصول المقاصد» هم گنجینه هایی از نظم و نثر فارسی است. در چاپِ تاشکند از 264a  تا 268b.

در کتابِ «ایراد الاوراد دعوات الصباح و المساء» دعاهایِ متعددِ عربی و فارسی درج شده است. (برای نمونه ها به اصلِ مقاله نگاه کنید)

در همین باب، دعایی از خواجه ابوالعبّاس چغانی نقل شده است. واژه «امروزینه» بسیار تکرار شده است: «خواندنی هایِ امروزینه من»؛ «کارهایِ امروزینه من»؛«محنت هایِ امروزینه من»؛«طاعت هایِ امروزینه من». در فارسیِ قدیم «دینه» به مفهوم «روزِ گذشته» بوده است.

شعرهایِ فارسی: درقسمت هایِ مختلفِ «مطلع» شعرهایِ فارسی آمده است، امّا بیشترین شعرِ فارسی در «کتابِ الصناعات و الابداعات» است، جایی که مولف صنایع و بدایعِ شعری را آورده است و شواهدِ شعری از عربی و فارسی آورده است. در چاپِ تاشکند ورق 293a تا  304a.

جناب عرشی در مقاله اش شعرهایِ فارسی را بیشتر از این باب آورده است. مولف برخی جاها نامِ شاعر را آورده است و برخی جاها نیاورده است و فقط نوشته است: «بالفارسیة»؛ «لبعض شعراء العجم»؛ «قول الشاعر». جنابِ عرشی به اهمیتِ ادبِ فارسیِ «مطلع» کاملاً آگاه بود. از این رو قسمتِ دومِ مقاله اش (آوریل 1946) را به این موضوع اختصاص داده است و با عنوانِ: «فارسی گو شعرا» نمونه هایی از شعرهایِ: عماره، عنصری، قمری، آغچی، شطرنجی، مسعود لاهوری، اختری، برهانی، جیلی، عبدالصمد، نظری (نسخه تاشکند نطنزی) و شعرهایِ خودِ نسفی را آورده است.

تاکنون دیوان هایِ شاعرانِ پیش از نسفی چاپ شده اند، امّا شناساندنِ شعرهایِ پراکنده شاعرانِ گمنام یا بی نام امری دیگری است. دراین باره این کتابها منتشر شده اند:

- «ترجمان البلاغة»، مولف: محمد بن عمر الرادویانی، تصحیح: احمد آتش، به کوشش: توفیق سبحانی و اسماعیل حاکمی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، تهران، 1380ش. (منبعِ بسیار مهمی است)

- «اشعارِ پراکنده قدیمی ترین شعرایِ فارسی زبان از حنظله بادغیسی تا دقیقی (بدون رودکی)»، تصحیح: ژیلبر لازار، تهران، 1361ش.

- «شاعرانِ بی دیوان»، به کوشش: محمود مدبّری، تهران، 1370ش.

- «اشعار فارسی پراکنده در متون (تا سال 700 هجری)»، دو جلد، به کوشش: علی صفری آق قلعه، تهران، 1396ش.

این سه نفر «مطلع النجوم» را ندیده اند. در کتابِ محمود مدبّری سه جا به «مطلع النجوم» ارجاع داده شده است که آن هم مقاله ا از ایرج افشار است. (مطلع النجوم، مجله آینده، تهران، 1362ش، شماره 3 و 4. همین ارجاع در مقدمه محمد امین اف هم است. ماخذِ مقاله ایرج افشار، همان مقاله جناب عرشی است و در آن حرف تازه ای نیست.

 

نسفی در «مطلع النجوم» به دیوانِ مدوّنِ خود ارجاع داده است. مثلاً برایِ آوردنِ شواهدِ «صنعتِ ملمّع» نوشته است که او [نسفی] قصیده طویلی دراین صنعتِ شعری دارد. قصیده هایِ دیگری از نسفی در دیوان او است (و هی قصیدة طویلة و لنا من جنسها قصاید توجد فی دیوان شعرنا: نسخه خطّی 298b- 299a). دیوانِ مدوّنی از شعرهایِ فارسی/عربیِ نسفی در اختیار نداریم. شعرهایِ فارسیِ او بسیار کم یاب هستند. برخی از شعرهایِ عربی و فارسیِ نسفی در «مطلع النجوم» است. در این مقاله برخی از شعرهایِ فارسی و عربیِ نسفی تقدیم می شود که از «مطلع النجوم» استخراج شد ه اند. این شعرها یقیناً از خودِ نسفی است چون همراهِ آنها: «قالنا»؛«قال رضی الله عنه بالفارسیة»؛ «قولنا فی ترجمتها»؛ «لنا»؛ «قُلتُ فی ترجمتها». این شعرها مطابقِ مولف یا کاتب از خودِ نسفی هستند. جناب امتیاز علی عرشی با زحمتِ زیادی شعرهایِ فارسیِ پراکنده نسفی را یکجا گردآوری نموده بود. اشعارِ نسخه خطّیِ رامپور «مطلع النجوم» به دلیلِ پُرغلط و ممسوخ بودن، خوانا نیستند. به همین دلیل جناب امتیاز عرشی برخی از شعرها را نادرست تصحیح کرده اند. من [عارف نوشاهی] خارج از ادب می دانم که تصحیحِ خودم از این شعرها را با تصحیحِ جناب امتیاز عرشی مقایسه کنم. اگر خواننده باذوقی باشد، می تواند این مقایسه را انجام دهد.

نسفی برایِ صنعت هایِ مختلفِ شعریِ: صنعتِ ترصیع؛ صنعتِ ملمّع؛ صنعتِ توشیح؛ صنعتِ تنسیق الصفات؛ صنعتِ متلون؛ صنعتِ تصحیف؛ صنعتِ تلفیق؛ الالغاز (معما) یا ترجمه شعرِ عربیِ خودش به فارسی، از شاعران فارسی نمونه آورده است: (به اصلِ مقاله نگاه کنید)

مثله لنا: (نسخه خطی 297a)

یقینم شد که سه چیزست کز سه چیز در عالم / نمی خواهد جدا شد هیچ، بشنو شرح و تبیانش

رُخِ یارِ م از وَردش، دلِ زارِ من از دَردش/ کفِ میر اجل قاضی القضاة از جود و احسانش

 

قولنا بالفارسیة: (نسخه خطّی 298b)

من و تو ای نگارِ بی همتا / همچو ماهیم در دو حال و دو گاه

تو چو در نیم ماه، ماهِ تمام / من چون نیمه مَهَم به اولِ ماه

تو به نور رُخ و به صورت روی / من به رُخسار زرد و قد دوتاه

 

قولنا فی اسم «علی»:

اگر مقدارِ مختارانِ موسی / بگیری با دو میعادش به ترتیب

بدانی نامِ آن، نام آورِ عصر/ که قول و فعل و خُلقش راست تهذیب (مختاران موسی= 70= حساب جُمل= ع= حرفِ اولِ نامِ ممدوحِ نسفی)

 

صنعتِ ذات الوجوه (در که آن اوزان و قاقیه هایِ مختلف به کار رفته است. در نسخه  تاشکند به همین دلیل شعرها با فاصله نوشته شده است)

کقولنا: (نسخه خطّی303b )

مرا بی تو نیاید اُنس و راحت

دل آراما دلم شد با جراحت

ز خود هرگز قراری می نیابم

دلم بُردی بدان حُسنِ ملاحت

جدا نبوَم ز بیمَت هیچ وقتی

ز دردِ تو نیابم استراحت

مکن شادان عدو را ماه رویا

نوانم من، مکن با من وقاحت

ترا هر سو گر آید رای و همت

نکو ناما، بکن با ما سماحت

شدم عاشق، دل و جان صیدِ تو شد

به دنیا در نیابم هیچ راحت

جفا کردی به مِهرت بسته گشتم

به عشقِ تو کنم بر خود نیاحت

مکن پویان کفو را مشک بویا

دوانم من بدین درگاه و ساحت

پس از نقلِ اشعار، تمام شکل هایِ ممکنِ خواندنِ شعر را آورده است:

الوجه الاول: (با جمع کردنِ کلماتِ اولِ ابیات می توان خواند): مرا از خود جدا مکن / ترا شدم جفا مکن.

الوجه الثانی (از پایین به بالا می توان خواند): مکن جفا شدم ترا، مکن جدا ز خود مرا.

الوجه الثالث (کلماتِ دومِ بیت را می توان خواند): بی تو هرگز نبوَم شادان/ هر سو عاشق کردی پویان.

الوجه الرابع (از پایین به بالا می توان خواند) پویان کردی عاشق هر سو/ شادان نبوَم هرگز بی تو

الوجه الخامس: نیاید قراری ز بیمت عدو را / گر آید دل و جان بمهرت کفو را

الوجه السادس: کفو را بمهرت دل و جان گر آید/ عدو را ز بیمت قراری نیاید

 

در «مطلع النجوم» شعر شاعرانِ دیگر است مانندِ: مسعود سعد سلمان؛ برهانی؛ عبدالصمد. همچنین شعر مشترک از چهار شاعر است: زینتی؛ عسجدی؛ فرخی؛ عنصری. ( نسخه خطّی 303 a)

و اجتمع یوما العلوی الزینتی و العسجدی و الفرخی و العنصری.

و قال الزینتی: مه با رُخِ تو به نور پیشی نکند

و قال السعجدی: لعل با لبِ تو به رنگ بیشی نکند

و قال الفرخی: چون زلفِ تو تعبیه نجاشی نکند

و قال العنصری: خوبی چه کند که با تو خویشی نکند

در «مطلع النجوم» نامِ شاعر «زینتی» نوشته شده است. در «لباب الالباب» [عوفی] هم همین طور است. در نسخه خطّی از «ترجمان البلاغة» به تاریخِ 507 هجری نام شاعر «زینی» آمده است.

قال العنصری بالفارسیة: (نسخه  خطّی 300a)

زمینی نه ای، افتخار زمینی / زمانی نه ای، اختیار زمانی

سپهری نه ای، رهنمایِ سپهری/ جهانی نه ای، کدخدایِ جهانی

مقاله را از اینجا دانلود کنید:  Maarif-2020-06.pdf

Matla_alnajum_Maarif_2020-7.pdf

خلاصه و ترجمه: لیلا عبدی خجسته 

خلاصه شده از مقاله به زبانِ اردو: «مطلع النجوم و مجمع العلوم (نجم نسفی)»، مقاله نویس: عارف نوشاهی، جلد 205، عدد 6، ژوئن 2020، صفحات:405 تا 417- ماه نامه معارف، دارالمصنفین شبلی آکادمی، اَعظم گَر، هندوستان.

منبع:

 https://shibliacademy.org/

 

پی نوشت از سویِ مترجم مقاله:

1- این مقاله مرحوم امتیاز علی عرشی ترجمه و به همراهِ «الیواقیت فی المواقیت» (اثر دیگری از نسفی) چاپ شده است با عنوانِ: «نجم الدین نسفی»، مجله «پیام بهارستان»، بهار و تابستان 1396ش، شماره 29، کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، تهران.

2- «مقالاتِ عرشی» شاملِ چند مقاله به زبانِ اردو است: «زندگی و آثارِ امام سفیان ثوری»، «نسخه خطّیِ قدیمیِ صحیحِ مسلم در هندوستان»، «استنادِ نهج البلاغه»، «امام ابن حزم ظاهری و کتابش الانساب»، «نسخه خطّیِ نادری از رباعیاتِ خیّام»، «رباعیاتِ خیام در مرصاد العباد»، «نجم النسفی»، «سمعانی و کتابش الانساب»، «نظام آموزشیِ زرنوجی»، «آداب المتعلمین و محقق طوسی»، «طبقات الفقهاء الشافعیة الوسطی»، «ظهور الاسرار نامی و مطهر کره»، «مولفِ تاریخ محمدی»، «مولانا آصفی و اشعارش». این کتاب را از اینجا مطالعه کنید:

https://www.rekhta.org/ebooks/maqalat-e-arshi-ebooks?lang=ur

شایان ذکر است که مجموعه مقالاتِ مرحوم امتیاز علی عرشی درباره ادبیات فارسی را دکتر اخلاق احمد آهن گردآوری و در سالِ 2007 از هندوستان چاپ کرد. فهرست: «ظهور الاسرار نامی و مطهره کره»، «دیوان ابوطالب کلیم»، «کلیات طالب آملی»، «نسخه خطّی نادری از دیوان مخلص»، «مولفِ تاریخ محمدی»، «نسخه خطّیِ نادری از رباعیاتِ خیّام»، «رباعیاتِ خیام در مرصاد العباد»، «عمر خیّام و خاقانی»، «زایچه غالب دهلوی»، «مثنویِ ناشناخته ای به فارسی از غالب دهلوی»، «مقدمه دیوانِ فارسی غالب دهلوی از امتیاز علی عرشی»، «نامه هایِ فارسیِ غالب دهلوی»، «منابعِ تصورِ زمان و مکان در آثار علامه اقبال: عراقی یا اشنوی»، «سه شاعر: حیاتی، گدایی و جمالی»، «قول و عملِ شاعر»، «تلفظِ فارسیِ امیرخسرو (بحثِ هایِ مختفی)»، «لهجه هندوستانیِ فارسی»، «کتاب خانه های فارسی و عربی در هندوستان»، «تاج محلِ کتاب ها؛ کتاب خانه رضا رامپور». از اینجا مطالعه کنید:

https://www.rekhta.org/ebooks/maqalat-e-maulana-arshi-ebooks?lang=ur

 

 

کد امنیتی
تازه کردن

آمار بازدیدکنندگان

مهمانان :

78 

امروز :
دیروز :
این هفته :
این ماه :
بازدید کل :
880
1498
6319
22516
16403445